چرا اروپایی ها از آفتابه استفاده نمی کنند…؟

June 26, 2010 at 8:53 am (Uncategorized)

آفتابه یکی از چیزهایی است که مایه دلتنگی ایرانیان جلای وطن کرده است

آفتابه وسیله‌ای است برای ریختن آب و براي اولين بار توسط ما ايرانيها در دوره هخامنشي اختراع شد. نام آفتابه دگرگون‌شده واژهٔ آب‌تابه است. تابه به معنی گونه‌ای ظرف است (مقایسه کنید با ماهی‌تابه). از لحاظ شکل شبیه به کوزه است با این تفاوت که لوله‌ای به بدنه آن متصل است.

وقتي اسكندر مقدوني براي اولين بار در 2300 سال قبل به ايران آمد از ديدن آفتابه متحير شد و دستور داد تعدادي از اين آفتابه‌ها رو به مقدونيه ببرن و ازش مشابه‌سازي كنن. اما بدبختانه يا خوشبختانه اسكندر فوت كرد و دنياي غرب براي هميشه از نعمت آفتابه محروم شد. امروزه هم شاهد هستيم كه غربيها پشتشونو نميتونن بشورن و براي پاك كردن خودشون از دستمال استفاده مي‌كنند.

Advertisements

Permalink 7 Comments

امروز سالروز تولد من در بالاترین است، اما من خوشحال نیستم

June 24, 2010 at 3:16 pm (Uncategorized)

امروز جشن تولد 3 سالگی ام در بالاترین است. دو سال از روزی که عضو این شبکه اجتماعی شدم می گذرد. چه زود روزها و شب ها از پس هم گذشتن و من به سومین بالازادروزم رسیدم. باید اعتراف کنم در میان شبکه های اجتماعی، تجربه زندگی در بالاترین تجربه خیلی خاصی بود. این تجربه را در هیچ کجای دیگری ندیده بودم. با تمام خوب و بدهایی که این سایت داشت من را به خود وابسته کرد هرچند خیلی مراقب بودم که بیش از حد وارد زندگی ام نشود اما شد، امروز بالاترین بخشی از زندگی ام شده است بطوری که باید بالاترین را “تو” خطاب کنم.
نمی دانم تا کی می توانم”تو” را که بخش انفکاک ناپذیر زندگی‌ام شده ای همراهی کنم اما نیک می دانم که دیری نخواهید پایید که جبر زمانه ما را از هم جدا خواهد کرد. مشکلات زندگی، کار، تلاش برای ساختن آینده ای بهتر، بالاخره مرا وادار خواهد که از تو جدا شوم همانطور که مرا از کودکیم جدا کرد همانطور که از هم بازی هایم جدا شدم. همانطور که از شیطنت‌های معصومانه دور شدم. همانطور که توپ پلاستیکی دولایه و تیر دروازه را رها کردم. این رسم زندگانی است که باید گذاشت و گذشت.
دلم می خواهد تا آن روز لذت بودن با تو را سیر احساس کنم تا روزی که از تو جدا شدم بتوانم با خاطرات عشق بازی کنم. امیدوارم گذران عمر تو را فرتوت و نحیف نکند و گرد پیری بر رخصارت نریزد امیدوارم همانند درخت تنومند ریشه هایت عمیق تر و قامت ات استوارتر گردد.
نسیم سرد میانسالی در زندگی ام وزیدن گرفته و صدای آن در شاخ و برگهای زندگی زمزمه‌هایی می کند “صدای” غریبی می گوید که باید با دوران سر خوش و بی خیال جوانی خداحافظی کنم و جدی تر به زندگی بیاندیشم. به “صدا” می گویم همیشه جدی بودن را دوست ندارم، جدی بودن همیشه و همه جا خوب نیست دلم می خواهد گاه گاه به سان دوران کودکی فارغ از احوال پیرامون جست و خیز کنم اما “صدا” می گوید چند تار موی سپیدت مانع از این کار است بزودی به تعداد این تارهای سپید لعنتی افزوده خواهد شد و به مانند طنابی ضخیم دست و پای تو را خواهد گرفت. پاسخی برای “صدا” ندارم. می خواهم پنیه ای در گوشم گذارم تا صدای “صدا” را نشنوم اما خود فریب دادن خطا است. می خواهم بر سر “صدا” فریاد زنم که من این قانون را دوست ندارم، من این را نمی خواهم! “صدا” لبخند تلخی می زند و می گوید “داشتنی ها” همیشه “خواستنی” نیست و “خواستنی ها” همیشه “داشتنی” نیست.
خوب که می اندیشم می بینم حق با ” صدا” است. چه حقیقت تلخی…
زندگی بازی غریبی است نازنین

Permalink Leave a Comment

رفیق نیمه راهی به نام بالاترین

June 11, 2010 at 6:25 pm (Uncategorized)

بالاترین یگانه ابزار مبارزه جنبش سبز در طول سال معمولا با کمترین مشکل کار می کند و تقریبا رضایت کاربران را جلب می‌کند اما نمی دانم چه شده است که در این ساعات حساس که ما به وجود نازنین این رفیق شفیق نیاز مبرم داریم با ما سر ناسازگاری گذاشته است. کاش مسولین این سایت شرایط کنونی را درک کنند و ما را در این برهه از زمان تنها نگذارند. ایجاد مشکل فنی این سایت در حال حاضر بزرگترین هدیه برای کسانی است که چشم دیدن ما را ندارند.

ای بالاترین عزیز رفیق نیمه راه نباش

Permalink Leave a Comment

تیر خلاص دیگری بر پیکر بی جان صدا و سیمای ایران

June 11, 2010 at 8:39 am (Uncategorized)

از 29 خرداد کانال پی ام سی فامیلی شروع به کار خواهد ظاهرا موفقیت فارسی وان در حوزه پخش سریالهای،  دست اندرکاران پی ام سی را ترغیب کرده تا به پخش سریال بپردازند تا از گردونه رقابت برای جلب مخاطب عقب نمانند البته کانال‌های دیگر هم به پخش سریال روی آورده‌اند که این امر باعث افزایش رقابت می شود که در نهایت منجر به بالارفتن کیفیت پخش این سریالها خواهد شد. دیری نخواهد پایید که پای بهترین سریالهای آمریکایی به این کانال های باز خواهد شد و کیفیت دوبله انها نیز فزونی می یابد. در این بین صدا و سیمای ایران چه خواهد کرد؟ تا همین جای کار نیز فارسی وان با سریالهای نه چندان مرغوب خود صدا و سیمای ایران را به زمین زده است و اگر کیفیت کار خود را نیز افزایش دهد ( که به شواهد حاکی از این روند است) صدا و سیمای ایران بزودی بدون مخاطب خواهد ماند.

مشکل صدا و سیمای ایران تنها پخش برنامه های بدون کیفیت و تیکه پاره شده نیست موضع گیری های سیاسی این نهاد نیز ریزش مخاطب را شدت بخشیده است.

به هر حال باید منتظر ماند و دید که این روند سقوط صدا و سیمای ایران کی پایان می پذیرد.

آیا ضرغامی خوابیده است یا خود را به خواب زده؟

Permalink 2 Comments

زمزمه‌های دو دستگی به گوش می رسد

June 10, 2010 at 5:36 pm (Uncategorized)

زمزمه‌های دو دستگی به گوش می رسد ظاهرا عده ای عمدا یا سهوا آب در آسیاب حاکمیت می ریزند. برخی از لغو و انصراف از راه پیمایی فردا سخن می گویند. دلیل شان هم بیانیه این دو عزیز است که گفته اند نیایید!

جانا، مگر سال قبل کروبی و موسوی نگفتند که نیایید اما مردم آمدند، میلیونی هم آمدند.

واقعا چه انتظاری از انها دارید؟ انتظار دارید بگویند ” مردم بریزید توی خیابان”. فکر نمی کند در اندک زمانی هر دو را به جرم کاملا مشخصی بگیرند. اتفاقا آنها درس خود را خوب بلدند از ابتدا هم مسیر را و هم ساعت شروع را اعلام کردند و الان می گویند چون مجوز نیست پس نیایید اما در واقع آنها رسالت خود را انجام داده اند این رسالت چیزی نیست جز اعلام مکان و زمان راه پیمایی است.

Permalink 3 Comments

نکاتی مهم برای روز شنبه…!

June 10, 2010 at 5:41 am (Uncategorized)

به مدد تقلب در انتخابات و شروع اعتراضات مدنی، طی یکسال گذشته به خوبی با زیر و بم راه پیمایی رفتن (آن هم بدون مجوز) آشنا شدیم اما به نظرم رسید یک بار دیگر نکات مهم را یک بار با هم مررو کنیم تا دوباره برایمان تکرار شود یا اگر کسانی برای اولین بار به جمع ما می پیوندند این موارد را رعایت کنند:

 – سر وقت بیاییم، دیر کردن ( که از عادات ما ایرانی هاست) باعث ضربه خوردن کسانی می شود که به موقع می آیند.

 – از دیگران جدا نشویم. متراکم بودن و به هم نزدیک بودن هیبت و شکوه جمعیت را افزایش می دهد و دل جبهه مخالف را می لرزند (خیس شدن شلوار آنها). در ضمن حرکت های انفرادی خطر دستگیری را به شدت افزایش میدهد.

 – حدالامکان از برخورد فیزیکی اجتناب کنیم. یادمان باشد حکومت ما را آشوب طلب می خواند بنابراین حرکتهای رادیکالی خوراک تبلیغاتی آنها است. البته این به این معنی نیست که بایستیم تا با چماق بر سرمان بکوبند. دفاع با حمله فرق دارد از خودمان دفاع می کنیم ولی حدالامکان حمله نمی کنیم (ما که برای جنگ نیامده ایم، اصلا ابزارش را هم نداریم). یادمان باشد ما برای راه پییمایی آمده ایم نه چیز دیگر.

– مراقب نفوذی های رژیم باشیم. کسانی که سعی در ملتهب کردن راهپیمایی دارند یکی از مشخصات آنها تمایل به برهم زدن مسیر اصلی راهپیمایی و کشیده شدن آنها به سمت حرکت های رادیکالی از قبیل شکستن اموال عمومی یا تخریب امکان شخصی یا عمومی است. این افراد شاخ و دم ندارند ممکن است به مانند ما نشانه های جنبش را هم به همراه داشته باشند!

– لباس ها و کفش راحت بپوشید. با توجه به علاقه شدید رژیم به ما(!)، ممکن است مجبور به دویدن یا فرار کردن یا انجام حرکت های تند و انفجاری شوید بنابراین از پوشیدن لباس های که در آن راحت نیستید اجتناب کنید (کفش های پاشته بلند و مانتوهای تنگ …). در ضمن به دلیل گرمی هوا لباس های خنک توصیه می شود. به همراه داشتن یک بطری آب ایده خوبی است.

 – اگر در مشاغل خاص فعالیت دارید از آوردن هرگونه کارت شناسایی خوداری کنید.

– در حین راهپیمایی سیم کارت خود را از موبایلهایتان خارج کنید.

 فیلم و عکس را فراموش نکنید. ینها ارزشمندترین اسناد ما هستند. –

Permalink 10 Comments

تلفن را بردارید و اطرافیان برای شرکت در راهپیمایی دعوت کنید…!

June 8, 2010 at 3:17 pm (Uncategorized)

شمارش معکوس برای 22 خرداد شروع شده است. عده زیادی اسب خود را برای حضور سبز در این روز زین کرده اند اما در این بین عده ای (به هر دلیل) مردداند. حکومت طی روزهای اخیر سعی در ایجاد فضای رعب و وحشت کرده است. به هر حال شایسته است از اطرافیان برای حضور هر چه بیشمارتر دعوت کنیم. فقط هنگام صحبت تلفنی مراقب باشید، دیوار موش داره (از نوع موش کور و نجس!)

Permalink 1 Comment

چرا مرقد امروز خیلی شلوغ نشد…!

June 4, 2010 at 1:14 pm (Uncategorized)

 

 

برخلاف آنچه که پیش بینی می شد مرقد امام خمینی امسال خیلی شلوغ نشد پیش از این منابع غیر رسمی از حضور 2 میلیون نفر زائر خبر داده بودند و چنین به نظر می رسید که همانند 22 بهمن گروههایی از نقاط مختلف ایران به تهران اورده شوند. هر چند تصاویری از اتوبوس هایی مربوط به این افراد منتشر شد اما در مرقد امام خمینی اثری از 2 میلیون نفر نبود. از آنجایی که حاکمیت برای 22 خرداد نیاز به چنین جمعیتی دارد و برای مقابله احتمالی با سبزها که ممکن است در این روز حاکمیت را غافلگیر کنند،  این 2 میلیون نفر باید به تهران بیایند. ولی امروز خبری از 2 میلیون نفر نبود.

پس آنها امروز کجا بودند؟

دو احتمال وجود دارد:

اول اینکه : حاکمیت نتوانسته است آنها را برای آمدن به تهران قانع کند که این مسئله کمی بعید است.

دوم این که: اسکان دادن و نگه داشتن این همه آدم پیشانی سفید در تهران از امروز تا 22 خرداد کار بسیار مشکلی است. هر کجا که بروند از دید تیزبین سبزها پنهان نخواهند بود بنابراین حاکمیت بهتر دید که مراسم امروز را با یک نیروی حداقلی به پایان رساند و انرژی خود را برای بازی بزرگ نگه دارد. بنابراین از روز 5 شنبه 20 خرداد باید منتظر این گروه و ورودشان به تهران بود.

Permalink 1 Comment

هشداری جدی برای “ما” کاربران بالاترین….!

June 3, 2010 at 1:26 pm (Uncategorized)

 

اخیرا خبری منتشر شد که خیلی دیده نشد. خبر این بود: “دیگ مرده است” در این خبر به کاهش 36 درصدی بازدید کنندگان این سایت اشاره می کند ومی افزاید ازماه مارچ تا  اپریل 2010 این سایت 13.8 میلیون بازدید کننده خود را از دست داده است.

اما چرا؟

یکی از عوامل ذکر شده مربوط به باند بازی برای فرستادن لینک های رفقا به صفحه اول این سایت و همچنین استفاده ازدیگ برای افزایش بازدیدکنندگان سایت های یکدیگر است. در واقع کاربران بدون در نظر گرفتن کیفیت لینک، صرفا به دلیل این که از طرف یک “دوست” ارسال شده آن را به صفحه اول می فرستند. این بیماری در بالاترین نیز وجود دارد. تشکیل گروه های زیر زمینی برای داغ کردن لینک هم، استفاده از مسنجر برای خبر کردن از اوضاع لینک های هم و هزاران راه مشابه دیگر نشان از مسیر غلطی است که “ما” کاربران بالاترین در حال طی آن هستیم. این روند باعث می شود به جای شایسته سالاری و داغ شدن لینک های بهتر، شاهد رفیق سالاری باشیم و به مرور زمان فقط کسانی که هم کیش، هم فکر، هم مرام و رفیق ما باشند رغبت به خواندن بالاترین خواهند داشت و این یعنی مرگ بالاترین. در حالی که مزیت سایت هایی نظیر دیگ یا بالاترین در تنوع کاربران و مخاطبان است. به نظر می رسد کاهش بازدیدکنندگان سایت دیگ زنگ خطری برای “ما” باشد تا تجدید نظری در عملکرد خود داشته باشیم. به هوش باشیم که نکند عملکرد ما، کاربران نو رسیده (بالا اولی ها) را به دلیل عدم کسب نتیجه از راه صحیح، به سمت مسیر غلط سوق دهد.

فراموش نکنیم که رفیق بازی شاید موجب داغ شدن سریع لینک هایمان شود اما لینک گذاشتن را به آموزش نخواهد داد. هیچگاه نخواهیم آموخت که چگونه درست مطلبی را لینک کنیم تا بهتر دیده شود.

پانوشت:

1-     با این که هیچگاه عضو این شبکه های زیر زمینی نبودم از کلمه “ما” استفاده کردم. شایسته نیست که دوستان فکر کنند که قصد متلک گویی داشته ام.

2-    من مدیریت بالاترین را نیز در این بین تا حدی مقصر می بینم. گاهی برخوردهای دوگانه ای را شاهد هستیم که نشان از عدم برخورد عادلانه میان کاربران (کاربرانی عضو یک گروه یا با تفکری خاص) است.

Permalink 2 Comments

ایران، سرزمین پورســـــــــــــانت ها…!

June 1, 2010 at 3:05 pm (Uncategorized)

اقتصاد ایران با پورسانت گره خورده است اغلب تصمیم های کلان کشوری در زمینه خرید، فروش یا تولید را میزان پورسانت طرف خارجی مشخص می کند. برای مثال پورسانت فروش نفت یکی از سرسام‌آورترین سودها را عاید “عده‌ای” میکند.

 اگر می بینید که هنوز خودرو ملی ما (سمند) از موتور پژو استفاده می کند، به دلیل پورسانت است.

اگر “عده ای” بر سر تولید ال 90 یا مینیاتور خون و خونریزی راه انداخته اند، به دلیل پورسانت است.

اگر به جای ساخت پالایشگاه برای تولید بنزین، راهبرد واردات بنزین سر لوحه کارهاست، به دلیل پورسانت است.

اگر برنج های آلوده به خورد خلق الله میدهد، به دلیل پورسانت است.

 اگربه جای واگن های آلمانی، از واگن‌های چینی در مترو استفاده می شود، به دلیل پورسانت است.

اگر….. ، به دلیل پورسانت است.

اگر…..، به دلیل پورسانت است.

می دانید چرا پورسانت اینقدر رواج دارد؟

چون کار بی زحمتی است که عایدی بسیاری دارد این کار نه تخصص می خواهد نه مدیریت می خواهد نه لیاقت نه کفایت نه تحصیلات نه برنامه ریزی نه شعور …. هیچ چیز نمی خواهد! فقط یک چیز لازم دارد آن هم “قدرت” است یک قدرت بدون پاسخگویی.

 

Permalink Leave a Comment