آیا می‌توان دین‌دار بود امــــا پول نداد…؟

October 2, 2010 at 12:42 pm (Uncategorized)

حدود 4500سال پیش: در جنوب ایران عیلامی‌ها می زیستند آنها معابدی داشتند که خدایان‌شان درون آن معابد می‌بود. عیلامی‌ها هر روز غذا، میوه و شراب برای خدایان می‌آوردند و همه ساله اشیاء زینتی و گران‌بها برای خدایان هدیه می‌آورند تا خدایان برای آنها خیر و برکت ارزانی فرمایند.

(واقعیت چه بود: کاهنان هر روز غذاهای مفتی را که مردم  برای خدایان آورده بودند را می خوردند و به ریش‌شان می‌خندیدند. آنها تمام نذوراتی که به خدایان اهدا می شد را برای خود بر می‌داشتند)

حدود 2200 سال پیش: پیروان موسی معابدی داشتند. مردم نذورات خود را برای این معابد میاوردند و قربانی می‌کردند. کاهنان از مردم وجوهاتی را دیافت می‌کردند و همیشه معابد در زمره اماکن ثروتمند قلمداد می‌شد.

از 1500 سال پیش تا کنون: کلیسا محلی برای طلب بخشش گناهان محسوب می‌شود کشیشان برای کمک به فقرا اعانه جمع آوری می‌کنند. آنها تحت عناوین مختلف از مردم پول می‌گیرند. در حال حاضر کلیساها یکی از مراکزی هستند که برای کسب درآمد در حوزه‌های مختلف سرمایه‌گذاری می کنند همه ساله مقالات بسیاری پیرامون پولی که کلیساها سرمایه گذاری می کنند و درآمدهای بی حساب کتاب آنها نوشته می‌شود. در آمریکا کلیساها از دادن مالیاتی که از راه سرمایه گذاری بدست می‌آورند معاف‌اند!

در حال حاضر: متولیان دین اسلام از مردم تحت عنوان وجوهات شرعی پول می‌گیرند و برای این پول هیچ حسابی پس نمی دهند. هیچ مرکز یا سازمانی بر این گردش مالی میلیاردی نظارت نمی‌کند. حتی اداره مالیات نیز اجازه پرسیدن سوال از این متولیان را ندارد. قوانین به شکلی است که یک مسلمان باید حتما وجوه‌هات خود را مرجع بدهد حتی اگر فرد فقیری را بشناسد نمی تواند تمام خمس خود را به او بدهد در بهترین شرایط شاید بتواند بخشی را به او بدهد اما مابقی را باید به مرجع تقدیم کند. کسی نمی‌داند چه سری در این واسطه گری نهفته است!

حال سوال این است که آیا می توان به خدا اعتقاد داشت، دین داشت اما به متولیان دین ( تحت هر نامی: کشیش، راهب یا آخوند) پول نداد. آیا می‌توان بدون وجود متولیان به فقرا کمک کرد؟ آیا می‌توان بدون دادن باج به متولیان، مستقیما از خدا طلب بخشش کرد؟

به بیانی ساده‌تر: آیا می‌توان دین‌دار بود امــــا به آخوندها پول نداد؟

آیا این یک کلاه‌برداری به قدمت تمام تــــــــــــاریخ نیست؟

Permalink 3 Comments